چهار سناریویی که آینده اقتصاد ایران را ترسیم میکند
تاريخ 1396/02/19 ساعت 12:28

امسال گزارش آیندهبان با همکاری مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری به بررسی آیندة یکسالة ایران در سال ۱۳۹۶ میپردازد. این گزارش که بر اساس روش سناریونگاری تدوین شده است، ۴ سناریوی ایران را در سال پیشِ رو تشریح کرده است. در این گزارش این سناریوها از منظر اقتصادی و تاثیرات اقتصادی بررسی شده است.
امیر ناظمی: مشاور مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری/منبع: آینده نگر
ما و اقتصاد سیاسی ایران
اقتصاد ایران بیش از روایتِ برآمده از مطالعات تاریخی و تجربی، یک اقتصادِ سیاسی است. بررسی وضعیت اقتصادی ایران در تمامی یکصد سال گذشته نشان میدهد آنچه بر وضعیت اقتصادی کشور تاثیرگذار بوده است نه سیاستهای اقتصادی و صنعتی، بلکه سیاست در معنای سیاسیاش بوده است. شاید بررسی این واقعیت که حتی نفت و قیمت نفت، به اندازة امور سیاسی در رشد اقتصادی ایران تاثیرگذار نبوده است واقعیت دور از انتظاری برای یک کشور نفتی باشد. اما آنچه مقایسة میان قیمت نفت و رشد اقتصادی ایران نشان میدهد تاییدکنندة همین واقعیت است. در دو پیک نفتی بزرگ ۶۰ سالة اخیر جهان، یعنی سال ۱۹۷۳ (۱۳۵۲) و ۲۰۱۱ (۱۳۹۰)، اقتصاد ایران، علیرغم درآمد نفتی بالا، دوران رکود خود را برای چندین سال آغاز کرده است و در مجموع حتی از سالهای قبل از پیک نفتی نیز رشد اقتصادی کمتری داشته است! این واقعیت که در بازة ۶۰ ساله اخیر، بهترین دورههای رشد اقتصادیِ باثبات ایران در دورههای با قیمت نفت پایین بوده است، یعنی دوره اول سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۵۱ و دورة دوم سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۶، میتواند پرسشهای زیادی را به همراه خود طرح کند. به این ترتیب باید پذیرفت دورانی که نفت پایینترین قیمتهای تاریخی خود را داشته، رشد اقتصادی در ایران روندی پایدارتر بوده است.
برخلاف انتظاری که از یک کشور نفتی میتوان داشت، رشد اقتصادی در مسیری فارغ از قیمت نفت بوده است. در عالم واقعی، افزایش قیمت نفت بیشتر منجر به شکلگیری سیاستهای پوپولیستی و مردمفریبانه شده است. سیاستهایی با تاثیرات مثبت کوتاهمدت و تاثیرات منفی بلندمدت.
به این ترتیب نباید دور از انتظار باشد که تحلیل درست از وضعیت اقتصادی ایران گرهخورده با وضعیت سیاسی کشور خواهد بود. اگر تحلیل تاریخیِ اقتصادی ایران یک تحلیل اقتصاد- سیاسی بوده است، میتوان نتیجه گرفت که در بازة کوتاهمدت، پیشبینی وضعیت اقتصادی ایران نیز یک پیشبینی اقتصاد- سیاسی است. یعنی به اندازة عوامل اقتصادی و بیش از آن، باید به عوامل سیاسی توجه داشت.
در این نوشتار بر پایة سناریوهای سال ۱۳۹۶ ایران که سناریوهایی اجتماعی- سیاسی نیز هستند، یک بررسی آیندهنگرانه از وضعیت اقتصادی ایران شده است.
سناریوهای چهارگانة ایران ۱۳۹۶
این ۴ سناریو به همراه روششناسی تدوین آنها در گزارش مستقلی با عنوان «آیندهبان: ایران ۱۳۹۶» منتشر خواهدشد، به همین دلیل در این متن به روششناسی و چگونگی دستیابی به سناریوها اشاره نشده است. در این متن ابتدا به صورت خلاصه این ۴ سناریو مرور شدهاند. سپس جنبههای اقتصادی آن مورد اشاره قرار گرفته است.
سناریوی 1: شاید وقتی دیگر
تشریح سناریوی ۱
در سال آینده تمایل جهانی و منطقهای برای دستیابی به یک راهحلِ دیپلماتیک افزایش خواهد یافت. مذاکرات سخت و طولانی، و البته پرتنش میان قدرتهای جهانی فرامنطقهای و قدرتهای منطقهای و با مشارکت جدی و سازندة ایران، انجام خواهد شد، و نهایتا همراه با یک اجماع نسبی که البته هیچیک از بازیگران را کاملا خشنود نمیکند، و بیم شکننده بودن آن میرود، به یک وضعیت آرامش نسبی در منطقه میانجامد. بازگشت آرامش به منطقه زمینة اولیه را برای تبدیل منطقه به یک «منطقة قویتر» نویدبخش خواهد بود. پیشزمینة چنین دستاوردی در سیاست خارجی ایران را میتوان برآمده از یک وضعیت داخلی آرام دانست، که دولت و بخش سیاست خارجی آن بتواند نمایندگی سیاستهای خارجی کشور را بر عهده داشته باشد. شرایطی که پس از انتخابات ریاستجمهوری اردیبهشت ماه سال ۹۶، منجر به ایجاد یک اجماعِ نسبیِ داخلی بر سر رویکردهای سیاست خارجی خواهد بود. سیاست خارجی تعامل منطقهای که در فضای انتخابات با اقبال عمومی مواجه خواهد شد، زمینهساز دستاورد سیاست خارجی منطقهای خواهد بود. در کنار این رویکرد دولت، وجود امنیت مناسب در کشور را میتوان هم علت و هم معلول شکلگیری این وضعیت دانست.

وضعیت اقتصادی ایران در سناریوی ۱
۱. همزمان با آغاز فرآیندهای مذاکرات منطقهای، تعامل با سرمایهگذاران خارجی در دستور کار دولت قرار خواهد گرفت. پیامد اقتصادی این سیاست خارجی، برقراری امنیت روانی لازم برای سرمایهگذاران داخلی و خارجی خواهد بود.
۲. همراه با کاهش منازعات منطقهای، سیاست ایران فروختن این ادعا خواهد بود که سرمایهگذاری در ایران به معنای حضور و کسب بازار منطقه خواهد بود.
۳. سرمایهگذاران خارجی خصوصا سرمایهگذاران فرامنطقهای (خصوصا اروپایی)، از دو عدمقطعیت اصلی نگراناند که در این سناریو این دو عدمقطعیت از بین میرود: ۱)منازعات منطقهای و مشکلات ناشی از آن در خصوص ثبات بلندمدت ایران و صادرات به منطقه از ایران و ۲)عدمقطعیتهای مربوط به انتخابات ریاستجمهوری. در این سناریو هردو عدمقطعیت کاهش مییابد و به همین دلیل و به شرط انتخاب رئیسجمهوری تعاملگرا، میتواند منجر به بیشترین میزان جذب سرمایهگذاری خارجی شود.
۴. اگرچه اندازة بزرگ بازار ایران، همواره یکی از پیشرانهای اصلی سرمایهگذاران خارجی بوده است، اما اصلیترین محرک سرمایهگذاران فرامنطقهای برای حضور در بازار ایران، امکان دستیابی به بازار کل منطقه بوده است. امری که میتواند همراه با سیاستهای دولت در خصوص اجبار به صادرات محصولات تولیدی در ایران یا حضور در صنایع پشتیبان و زنجیرة تامین تولید این شرکتهای چندملیتی به دست بیاید. این واقعیت که ایران به دلیل برخورداری از نیروی انسانی ماهر و دانشآموخته و همچنین فرهنگ کار و تولید دارای قدمت، میتواند زمینهساز مناسبی برای تولید محصولات و ارائة خدمات به کل بازار منطقه باشد، واقعیتی انکارناپذیر است.
۵. بینالمللیشدن فعالیتهای اقتصادی نیازمند سیاست خارجی گستردة دولت با رویکرد اقتصادی است. رویکرد متداول در سیاست خارجی ایران همواره امنیتی و سیاسی بوده است و این تغییر رویکرد به سمت اقتصاد، یک فصل جدید از روابط خارجی و سیاست خارجی خواهد بود.
۶. پیشنیازِ سیاستِ بینالمللیشدن ایران، عضویت در پروتکلهای مختلف اقتصادی (مانند پروتکلهایی مثل بازل ۳ برای نظام بانکی) و عضویت در معاهدههای بینالمللی غیراقتصادی (مانند کنوانسیونهای مربوط به حقوق مالکیت فکری) است. به همین دلیل بینالمللی شدن تنها از طریق تغییرات گسترده در رویکرد دولت میسر خواهد بود.
سناریوی 2: ابد و یک روز
تشریح سناریوی ۲
نزاعهای بحرانساز جریانهای سیاسی بر سر دستیابی به قدرت و برخورداری از منابع، که پس از انتخابات پرتنش سال ۹۶ شکل میگیرد، میتواند اصلیترین عامل برهمزنندة شرایط ایران شود. وضعیت سیاست خارجی کشور در منطقه، ایران را به سمت وضعیت منفعلانهای پیش خواهد راند، که همین امر شکلگیری شرایط جدیدی را از تقسیم قدرت در منطقه و بدون حضور ایران امکانپذیر میسازد، و این امر زمینههای محدودسازی قدرت ایران در منطقه را کلید خواهد زد.

وضعیت اقتصادی ایران در سناریوی ۲
وضعیت اقتصادی به دلایل زیر به سمت شرایط نامطلوبی سوق خواهد یافت:
- شرایط روانی نامساعد برای سرمایهگذاری و افزایش ریسک سرمایهگذاری که منجر به کاهش رشد اقتصادی خواهد شد.
- نااطمینانی سرمایهگذاران خارجی در خصوص سرمایهگذاری در ایران و افزایش ریسک که منجر به کاهش حضور یا افزایش هزینههای حضور این سرمایهگذاران در ایران خواهد میشود.
- فقدان دستیابی به اجماع در خصوص تصمیمات سخت و راهبردی اقتصادی، که بهبود شرایط اقتصادی را به تعویق انداخته است. در این شرایط ابتدا تصمیمات اقتصادی تبدیل به موضوعاتی سیاسی، و با تداوم منازعات پس از انتخابات، میتواند تبدیل به موضوعاتی امنیتی شود.
به این ترتیب نهتنها امکان تحقق گشایش اقتصادی، محدود (یا حتی مسدود) شده است، بلکه با تداوم این شرایط در سال (۹۷) تبدیل به یک بحران اقتصادی خواهد شد.
در این دوره سیاستهای مردمفریبانه در دستور کار گروههای سیاسی قرار میگیرد. سیاستهایی که میتواند رونق کوتاهمدت و صوری ایجاد کند، مانند رونق صوری در بخش مسکن با تزریق سرمایه از طرف دولت یا افزایش یارانهها. این سیاستها جذابیت کوتاهمدت دارد و در بلندمدت منجر به بحرانهای اقتصادی خواهد شد. این امر مشابه با سیاستهای دوران تحریم در بازة ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۱ است که ابتدا سیاستهای مردمفریبانه اقتصادی مانند ثابت نگهداشتن قیمت ارز یا تزریق پول از طریق تسهیلات دولتی، افزایش خواهد یافت و در یک دورة بحرانی منجر به رشد قیمت ارز به صورت افسارگسیخته و رکود بلندمدت اقتصادی خواهد شد.
سناریوی 3: آژانس شیشهای
تشریح سناریوی ۳
اعمال تحریمهای جدید علیه ایران، که از ابتدای روی کارآمدن ترامپ در امریکا آغاز شده بود، ادامه خواهد یافت و در ششماهة نخست سال مورد تصویب دولت و کنگرة این کشور قرار خواهد گرفت. تحریمهای مربوط به حقوق بشر توسط امریکا در سال آینده آغاز خواهد شد و به دنبال آن برجام به شکنندهترین وضعیت خواهد رسید.
قدرتهای فرامنطقهای (غیر از روسیه) برخلاف رویة سالهای گذشتة خود، به منازعات منطقه به صورت محدود و هدفمند ورود خواهند یافت، که تغییر شرایط بازی به نفع برخی از بازیگران منطقهای (مانند عربستان و ترکیه) هدف غایی و نهان این بازیگران از ورود به منازعات خواهد بود، که منجر به تشکیل یک جبهة متحدِ مخالف ایران خواهد شد.
سیاستهای امریکا و کشورهای عرب منطقه، به خصوص عربستان، برای بازگرداندن ایران به شرایط پیشابرجام، با هدفِ منزوی ساختن ایران پیگیری خواهد شد و امریکا در عمل با تصویب تحریمهایی علیه ایران، هزینة اروپاییها را برای همکاری با ایران افزایش خواهد داد.
به عبارت دیگر پروژة «حذف ایران از منطقه، بدون رویارویی مستقیم با ایران»، به صورت هدفمند کاهش نفوذ فرهنگی و مستشاری ایران را دنبال میکند. انتخابات سال ۹۶ نیز نمیتواند منجر به یک انتخاب حداکثری و با رویکرد سیاست خارجی مناسب در ایران شود. به همین دلیل گروههای مختلف سیاسی ایران دارای توافق بر سر سیاستهای خارجی و داخلی نخواهند بود.

وضعیت اقتصادی ایران در سناریوی ۳
بازگشت مجدد تحریمها در این سال، به واسطة تجربیات عمومیِ مربوط به سالهای ۸۹ تا ۹۱ جامعة ایرانی را وارد یک دوران «تورم انتظاری» شدید خواهد کرد. به دلیل همین ویژگی «انتظاری بودن» تورم، سیاستهای اقتصادی اعم از مالی یا پولی، نمیتواند کنترل یا بهبودی در شرایط اقتصادی ایجاد کند.
کاهش امنیت روانی سرمایهگذاران داخلی و خارجی منجر به کاهش سطح سرمایهگذاری در کشور خواهد شد. به این ترتیب سیاستهای اقتصادی دولت اساسا ناکارآمد خواهد بود و وضعیت اقتصادی به سمت یک رکود تورمی پیش خواهد رفت.
در چنین شرایطی، شرایط اقتصادی نامطلوب میتواند نشانههایی از یک بحران اجتماعی- اقتصادی عمیق باشد. همچنین در این شرایط گروههای مردمفریب با طرح وعدههای پوپولیستی و غیرواقعی، از یک سو محبوبیت دولت، و از سوی دیگر مشروعیت تصمیمگیریهای دولتی را کاهش میدهند. کاهش اثربخشی دولت جامعه را برای گسترش ایدههای افراطگرایانه آماده میکند.
سناریوی 4: به همین
تشریح سناریوی ۴
منازعات منطقه تداوم خواهد یافت. تقابل میان ایران با برخی از کشورهای منطقه مانند عربستان و ترکیه تداوم خواهد یافت و ایرانهراسی توسط این کشورها در رأس سیاستهای خارجی قرار خواهد گرفت. ترامپ تمایلی برای بهبود روابط با ایران نشان نخواهد داد و مشارکت فعالانهای برای عملیاتیشدن برجام نخواهد داشت. ایران در این موقعیت به سمت توسعه روابط خود با اروپا پیش میرود. انتخابات به صورت غیردوقطبی برگزار و رئیسجمهور با رأیی بالا انتخاب میشود.

وضعیت اقتصادی ایران در سناریوی 4
انتخابات سال (۹۶) و انتخاب با رأی بالای رئیسجمهور سطحی از توافقهای موقتی برای بهبود وضعیت اقتصادی ایجاد میکند.
جهتگیری ایران به سمت تعامل فعال دیپلماتیک با فرامنطقه است، هرچند در تعیین مصداق طرفهای همکار فرامنطقهای تفاوت وجود دارد. از یک سو گروههایی تمایل به شکلدهی یک همکاری و اتحاد با چین دارند، در حالی که گروههایی دیگر اروپا را برای همکاری بلندمدت اقتصادی و فناورانه مقدم میدانند.
رشد اقتصادی سال ۱۳۹۵ که بیش از هر عامل دیگری ناشی از رشد تولید نفت و رفع تحریمهای مربوط به فروش آن بوده است، نمیتواند در سال ۱۳۹۶ نیز ادامه یابد. هرچند تاثیرات رشد اقتصادی عوامل غیرنفتی رونق بیشتری در کشور ایجاد خواهد کرد، و بیشتر از سال ۹۵ توسط مردم احساس خواهد شد.
از سوی دیگر به دلیل منازعات منطقه، استفاده از پتانسیلهای بازار منطقه امکانناپذیر خواهد شد. همچنین نااطمینانی و ریسک موجود برای سرمایهگذاران فرامنطقه در ایران و منطقه، نخواهد گذاشت اقتصاد ایران از اهرم سرمایهگذاری خارجی استفاده کند. به این ترتیب با وجود آرامش داخلی، بهسبب تداوم شرایط بحرانی منطقه، رشد و گشایش اقتصادی حاصل از آن در سال گذشته (۹۶) محدود خواهد بود.
نتیجهگیری
وضعیت ایران در سناریوهایی که تشریح شد، سادهسازی ۴ وضعیتی است که میتواند پیش روی ایران در سال ۱۳۹۶ قرار گیرد. به این ترتیب هریک از سناریوها دارای تبعات و پیامدهای ویژة خود خواهد بود. پیامدهایی که میتواند وضعیت اقتصادی ایران را تعیین کند. تمامی این سناریوها بیش از آنکه تابع سیاستهای اقتصادی باشد، تابع وضعیت سیاسی و سیاست داخلی و خارجی ایران است. واقعیت این است که وضعیت اقتصادی نمیتواند مجزا و مستقل از وضعیت سیاسی قرار گیرد.
ما بیش از آنکه تاثیرپذیر از گذشتة خود باشیم، و از تجربیات پیشین خود در زندگی تاثیر بپذیریم، رفتارهایمان و انتخابهایمان از آیندة نیامدهای شکل میگیرد، که به همراه خود بیمها و امیدهای آینده را میسازد. آمدن پوپولیستهایی چون ترامپ در امریکا، و خطر انتخاب مشابهش در فرانسه، عدمقطعیتهای جهان را عمیقتر و پیچیدهتر از گذشته کرده است. یکی از ویژگیهای این پوپولیستها (یا به زبان خودمانیتر مردمفریبان)، پیشبینیناپذیری آنها است. پیشبینیناپذیری این گروه از سیاستمدارانِ در حال رشد، پیشبینیپذیری جهان را کاهش میدهد و این هممعنا خواهد بود با عمیقتر شدن عدمقطعیتها.
بررسی منابع مورد نیاز برای توسعه اقتصادی مربوط به برنامه ششم نشان میدهد که عملا تنها در سناریوی اول و به شرط بهبود شرایط منطقه، مشارکت فعال دولت در فرآیند بازگشت آرامش در منطقه و انتخاب با رأی بالای رئیسجمهوری که سیاستهای اقتصادی شفاف ارائه میدهد و از تصمیمات سخت استقبال میکند، امکانپذیر است.

بر اساس منابع مورد نیاز جهت تحقق رشد اقتصادی، میتوان در سناریوی ۱ رشد اقتصادی را کاملا دستیافتنی دانست، در حالی که در سناریوهای 2 و 3 به امکانپذیری بسیار پایین خواهد رسید. حتی در سناریوی ۴ و بدون بهبود شرایط منطقه و با ادامه وضعیت پر از درگیری منطقه و به دنبال آن افزایش تنش میان ایران و برخی از کشورهای منطقه، نمیتوان به تحقق رشد بالای اقتصادی امید داشت.
آینده حاصل برآیند انتخابهای تکتک بازیگران است. هریک از بازیگران و هریک از تصمیم هایی که توسط بنگاهها و بازیگران مختلف گرفته میشود، نهایتا منجر به تحقق یکی از سناریوهای فوق در سال ۱۳۹۶ برای ایران خواهد شد. سناریویی که میتواند در یک بازة بلندمدتتر تعیینکنندة شرایط ایران در حداقل یک دهة بعدی نیز باشد.