ایران استراتژی مشخصی در پیشبرد پروژه جاده ابریشم 2 ندارد

تاريخ 1396/02/18 ساعت 12:11

ایران استراتژی خاصی برای استفاده از مسیر جاده ابریشم ندارد. بعضی وقت‌ها از این جاده استقبال می‌‌‌‌‌‌کند در حالی که مطلع نیست که هزار کیلومتر سواحل دست‌نخورده مکران در جنوب خلیج فارس و دریای عمان بلااستفاده مانده است.

رضا ملک‌پور قائم‌مقام دبیرکل کميته ایرانی ICC/ منبع: آینده نگر

چینی‌ها برای پویایی طرح کسب و کارهای کوچک خود، پروژه جاده ابریشم 2 را راه‌اندازی کردند. هدف چین با احیای این پروژه این است که از سرمایه شرکت‌ها و موسسات و بنگاه‌های اقتصادی کوچک و متوسط و نوآوری آنها استفاده کند و با اجرای این طرح برای نیروهای انسانی خود و کشورهایی که در مسیر این جاده قرار دارد، کار تولید می‌‌‌‌‌‌کند. این پروژه براساس ماموریتی که دولت چین برای ایجاد اشتغال داشت، آغاز شد تا امنیت اقتصادی این کشور را فراهم کند. طبیعی است که همه دولت‌هایی که منبعث از مردمشان هستند به دنبال ایجاد اشتغال برای نیروی انسانی خود هستند. بی‌شک چین سهم قابل توجهی در تجارت جهانی دارد و این خاصیت را تنها به بازرگانی محدود نکرده، بلکه در خدمات مربوطه از جمله در جاده ابریشم هم اعمال کرده است. بالطبع کشورهایی که در این مسیر قرار گرفتند، به دلیل سودی که از این پروژه عاید آنها می‌‌‌‌‌‌شود استقبال کردند.

اگر بتوان کالایی را از طریق ریل در فاصه زمانی کمتر به مقصد رساند، حجم کالای مبادله‌شده رشد قابل توجهی خواهد داشت. خطوط حمل و نقل ریلی رقابت قابل ملاحظه‌ای با مسیرهای کشتی‌رانی دارد. با وجود اینکه هزینه حمل و نقل دریایی ارزان‌تر از حمل و نقل زمینی است، کالا مسیر طولانی‌تری را طی می‌‌‌‌‌‌کند. زیرساخت‌هایی که چینی‌ها و کشورهای حاشیه این جاده ابریشم فراهم می‌‌‌‌‌‌کنند، باعث می‌‌‌‌‌‌شود که مشتریان این مسیر را به خطوط دریایی ترجیح دهند و رقابتی بین حمل و نقل دریایی و زمینی ایجاد شود.

در این بین ایران استراتژی خاصی برای استفاده از مسیر جاده ابریشم ندارد. بعضی وقت‌ها از این جاده استقبال می‌‌‌‌‌‌کند در حالی که مطلع نیست که هزار کیلومتر سواحل دست‌نخورده مکران در جنوب خلیج فارس و دریای عمان بلااستفاده مانده است. آماری که ایران از خطوط ریلی در جاده ابریشم ارائه می‌‌‌‌‌‌دهد، نشان از آن دارد که که پتانسیل بالایی را در جنوب و به خصوص در منطقه مکران از دست داده یا به آن بی‌توجه است. طبیعی است که در چنین شرایطی همسایگان ما به ویژه افغانستان و پاکستان از این پروژه نهایت استفاده را می‌‌‌‌‌‌کنند. فعالیت‌هایی هم که ایران در چابهار انجام داده، تحت تاثیر سیاست‌های اقتصادی و اقتصاد سیاسی واقع شده و با فعالیت هند متوقف شد.

اصولا ایران استراتژی تعریف‌شده‌ای ندارد که علت آن نبود بنیه کارشناسی در این حوزه است و عملی در صحبت‌هایی که مقامات مسئول در محافل، مصاحبه‌ها و رسانه‌های جمعی می‌‌‌‌‌‌کنند، نمی‌بینیم. متاسفانه مسئولان شناخت کافی از جاده ابریشم و امکانات مکران ندارند و از نقش کلیدی ایران در ترانزیت بین‌المللی کالا و مسافر غافل هستند.

تمام همسایه‌های ایران که به انجام چنین کارهای لجستیکی موفق شده‌اند، دولتشان اقدام‌کننده نبوده است. دولت بسترسازی و ظرفیت‌سازی می‌‌‌‌‌‌کند و بخش خصوصی سرمایه‌گذاری و اداره را به عهده می‌‌‌‌‌‌گیرد. اما این شرایط در سیاست‌گذاری‌های مسئولان در ایران دیده نمی‌شود. بنابراین تمام اعدادی که مقامات بخش حمل و نقل یا شهرسازی و حجم سرمایه‌گذاری‌ای که در بخش لجستیک یعنی حمل و نقل انجام شده، بیان می‌‌‌‌‌‌کنند، کمتر از حد انتظار است و پتانسیل لازم را تامین نمی‌کند. در این شرایط دست‌اندرکاران با مقایسه خود با خود احساس می‌‌‌‌‌‌کنند که یک قدم جلو هستند.

چینی‌ها با احیای طرح جاده ابریشم 2 توانستند شرایطی را فراهم کنند که برای ترخیص کالا نیازی نیست که کشتی‌هایشان از گوادر به چین بروند. امروزه تاجران چین کالا را در گوارد به ریل تحویل می‌‌‌‌‌‌دهند و کالا از طریق خطوط ریلی به مقصد مورد نظر در چین می‌‌‌‌‌‌رود. حمل جاده‌ای از بنادر چین طولانی‌تر از خطوط ریلی است. اما سازمان‌های مرتبط با ترانزیت دریایی و حمل و نقل در ایران فاقد این بینش هستند و در حقیقت بینش سیاسی غیرتخصصی حاکم است و این بینش سیاسی غیرتخصصی مانع تشخیص منافع می‌‌‌‌‌‌شود.

تمام دولت‌هایی که توان و شناخت استفاده از این خطوط را ندارند، با بیان امنیتی و حاکمیتی بودن آن، خود را توجیه می‌‌‌‌‌‌کنند. دولت‌های مختلف در ایران به بهانه امنیت این فرصت را از دست داده‌اند در حالی که سایر کشورها به چشم یک فرصت به آن توجه خاص کرده‌اند. بندر جبلعلی بیش از 16 تریلیون کانتیر جابه‌جا می‌‌‌‌‌‌کند که این مقدار 8 برابر جابه‌جایی کالا در بندر شهید رجایی است. در حالی که کشورهای حاشیه خلیج فارس از نظر موقعیت استراتژیک، بنادر، وسعت و سایر فاکتورها با ایران قابل مقایسه نیستند. متاسفانه افرادی که در ایران تصمیم‌گیری می‌‌‌‌‌‌کنند و در جایگاه اجرا هستند، تجربه و تخصص لازم را ندارند. همچنین نگاه توسعه‌ای و رویکردهای اقتصادی و سیاسی متفاوتی با کشورهای مختلف دارند. همچنین آسمان ایران که می‌‌‌‌‌‌تواند از فعال‌ترین مسیرهای عبوری باشد با توجیهات امنیتی استفاه نمی‌شود. اما کشورهایی مانند ترکیه و عمارات از این ظرفیت‌ها استفاده قابل ملاحظه‌ای می‌‌‌‌‌‌کنند.

این‌طور به نظر می‌‌‌‌‌‌رسد که این مسئولان، نیروهایی هستند که مامورند برای کشورهای همسایه ایجاد اشتغال کنند و این سوی مرز به فقر و بیکاری دامن بزنند و با توجیهات سیاسی و امنیتی اقتصاد جامعه را به عقب برانند. حمل و نقل دریایی با رکود شدیدی در دنیا مواجه است اما کشورهای دیگر از این رکود آسیب ندیدند. چین بلافاصله توان خود را از حمل و نقل بین‌المللی دریایی در بخش لجستیک به توزیع داخلی معطوف کرد و با طراحی جاده ابریشم 2 تمام سرمایه‌ها را به آن سمت هدایت کرد. علی‌رغم اینکه ایران از موقعیت جغرافیایی مناسبی برخوردار است، فقدان رویکرد و تشخیص لجستیکی لازم به سیستم حمل و نقل به آن آسیب زده است.